روزها و فکرهای ن.و

این روزا

سلام...

خب ما رفتیم Phd retreat و برگشتیم، خودش در کل خوب بود و ورک شاپ های خوبی داشتیم ولی هم اتاقیم یه دختر هندی بود که تمیز نبود و سخت گذشت بهم

باشگاه هم دیگه مرتب هفته ای سه بار با حام. و محم. میریم و خوبه که تنها نیستم. تنهایی اصلا باشگاه حوصلم نمیگیره برم ...

کلاس تنیس هم امروز دوباره اولین جلسه رو بعد یک سال رفتیم .... دو هفته پیش اومدیم بریم، تا نزدیک های سالن هم رفتیم بعد مسابقه دو بود و مترو گفت نمیرم...با تاکسی اومدیم بریم‌نشد و در نتیجه بعد دوساعت برگشتیم خونه

کلاس کمک های اولیه رفتم شرکت کردم و خوب بود

یه روز هم صبحانه با ستا. و پسرش رفتیم کافه مرکز شهر و خوب بود. صبحانه اش هم خوشمزه بود

یه روز هم چوب پرده خونه افتاد زمین و از صابخانونه ام پرسیدم اگه کسی رو میشناسی بهم بگه که من بهش بگم بیاد درست کنه ولی خوشبختانه خود صاحبخونه اومدن و درست کردن دستشون درد نکنه.

ن.و | یکشنبه ۱۴۰۴/۰۳/۱۱ 21:0