روزها و فکرهای ن.و

این روزا با دوستا و سفر

سلام....

خب حدود سه هفته ای هست از ایران برگشتم...

دو هفته پیش روز جمعه مهش. اومد شهر من و بعد از کار رفتیم لب آب چرخیدیم، قدم زدیم و رفتیم رستوران ایتالیایی شام خوردیم و کلی گفتیم و صحبت کردیم و خندیدیم.

روز شنبه صبح با الی و ماز، بها، فراو فرنا و دوستای بچه ها رفتیم یکی از شهرهای ایالت و خیابان شکوفه ها رو دیدیم و خیلی خوشگل بود و کلی عکس گرفتیم، ناهار هم رفتیم رستوران ایرانی خوردیم و عصر هم رفتیم مرکز شهر و لب آب چرخیدم و بستنی خوردیم و شب برگشتبم خونه.

روز یکشتبه صبح هم با حام. و مح. رفتیم شهر بغلی حلیم خوردیم و اومدیم.

در کل آخر هفته خیلی خوبی و خوش گذشت کلی.

هفته پیش تعطیلات عید پاک بود و یه روزش رو رفتیم آمستردام، رفتم مرکز شهر، قصر پادشاهی، لب کانال ها و پاساژ گردی کردم، ناهار رفتم رستوران ایرانی، سوغاتی هم برای خونه خریدم و شب برگشتم خونه. هوا خوب بود خوش گذشت بهم و ذهنی استراحت کردم.

دیروز هم با حام. و مح. و روشن. رفتیم یکی از شهرهاب کوچک اطراف که خیلی قشنگ و قدیمی بود قدیم زدیم و کلی صحبت کردیم و یه فرش فروشی ایرانی هم دیدیم و عصر هم رفتیم کافه کیک و چایی خوردیم و شب برگشتیم خونه.

امروز هم قراره با حام. بریم باشگاه و اگه بشه دوباره شروع کنم باشگاه رو....

دیشب هم زنگ زدم به پسرعمو و کلی صحبت کردیم بعد مدت ها.

ن.و | یکشنبه ۱۴۰۴/۰۲/۰۷ 15:22